گاه در عشق درمي يابيم که رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است.
اگر پيوند هاي ما مي گسلند , به اين دليل نيست که ما شر , بي کفايت و نالايقيم. شايد بدين سبب باشد که ما بيش از آنچه بايد از پيوندهايمان مطمئن بوده ايم؛ محتمل است آن قدر که بايد براي آنها آماده نبوده و يا در انتظاراتمان از آنها غير واقع بينانه عمل کرده ايم. همة پيوندها درست نيستند . تا هنگامي که ارزشها تغيير کنند , بينش ها بسط يابند , چهره هاي انساني نفوذ ناپذير و رفتارهاي آدمي غير قابل پيش بيني باشند , ما مرتکب اشتباه خواهيم شد.
اگر پيوند هاي ما مي گسلند , به اين دليل نيست که ما شر , بي کفايت و نالايقيم. شايد بدين سبب باشد که ما بيش از آنچه بايد از پيوندهايمان مطمئن بوده ايم؛ محتمل است آن قدر که بايد براي آنها آماده نبوده و يا در انتظاراتمان از آنها غير واقع بينانه عمل کرده ايم. همة پيوندها درست نيستند . تا هنگامي که ارزشها تغيير کنند , بينش ها بسط يابند , چهره هاي انساني نفوذ ناپذير و رفتارهاي آدمي غير قابل پيش بيني باشند , ما مرتکب اشتباه خواهيم شد.
بهترين راه سنجش پيوندي خوب , ميزاني است که اين رابطه زمينة رشد ذهني , حسي و روحي را تشويق کند . بنابر اين اگر رابطه اي مخرب گردد و شاًن انساني ما را به خطر اندازد , يا ما را از رشد و بالندگي باز دارد و پيوسته روحية ما را تضعيف کرده , افسرده مان کند؛ و اگر ما تمام راهها را پيموده باشيم تا از گسستن اين پيوند بپرهيزيم, چاره اي جز پايان نهادن بر آن نداريم , مگر آنکه خود آزار باشيم و از تلخي و درد لذت ببريم . ما براي همه و همه براي ما نيستند. پرسش اين است که : « اگر نمي توانيم با ديگري باشيم , آيا مي توانيم دست کم از رنج دادن ايشان پرهيز کنيم و آيا قادريم راهي براي در کنار يکديگر زيستن بيابيم ؟» لئوبوسکاليا
+
نوشته شده در یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط سپیده
|