تبليغاتX
سپیده
یادداشتهای شخصی که عاشق جهانگردیه
حالا با یکی از مشاهیر اسپانیا آشنا شویم:

آنتونی باندراس:

خوزه آنتونيو دومينگوئز باندراس در 10آگوست سال 1960 در مالاگا در جنوب اسپانياچشم به جهان گشود خانواده باندراس ساده و به دور از تجملات بودند. پدرش پليس و مادرش معلم مدرسه بود 14 ساله بودكه در سالن تئاتر محلي مالاگا يك نمايش موزيكال را ديد و به طور ناخودآگاه احساس كرد به بازيگري علاقمند است و از همان روز تصميم گرفت هنرپيشه شود. لذا علي رغم ميل خانواده اش ، در مدرسه هنرهاي زيبا ثبت نام كرد و به گروه تئاتر محلي مالاگا پيوست درسال 1982 در فيلمي به كارگرداني «پدروالمودوار» نقش كوتاهي را اجرا كرد و مورد تشويق همه قرار گرفت .

در سال 1985 در فيلم «ماتادور» به كارگرداني «المودوار» ايفاي نقش كرد او در سال 1992 در فيلم «پادشاهان مامبو»خوش درخشيد و راه براي وي به سوي هاليوودباز شد، البته آنتونيو در آن زمان هنوز انگليسي رابه خوبي نياموخته بود، لذا در فيلم «پادشاهان مامبو» ديالوگ ها را به زبان انگليسي حفظ كرد و بالهجه اسپانيايي به بيان جملات پرداخت گام بعدي او بازي با «تام هنكس » در فيلم «فيلادلفيا» بود. چندي بعد در برابر «تام كروز» و«برادپيت » قرار گرفت و در در فيلم «مصاحبه بادراكولا» ايفاي نقش كرد و سپس با بازي در فيلم «خانه اشباح » به شهرت رسيد باندراس با ايفاي نقش در فيلم «ماسك زورو» درسال 1998 به همراه «آنتوني هاپكينز» و«كاترين زتاجونز» در سطح فيلم هاي برتر مطرح شد. گفتني است كه در اواخر سال 1999 و اوايل سال 2000 سعي در اجراي كارگرداني در فيلم «ديوانه اي در آلاباما» داشت . در بهار سال 2001 با «شارون استون » در فيلم «افسونگر» هم بازي شد و به دنبال آن در فيلم «فريدا» كه محصول مكزيك بود ايفاي نقش کرد .

ولين همسر باندراس ، «آنالزا» هنرپيشه اسپانيايي بود، كه در فيلم فيلادلفيا در سال 1993 با هم آشنا شدند اين ازدواج 8 سال دوام داشت ، اماآنان صاحب فرزندي نشدند. آن دو در سال 1995 از هم جدا شدند و در سال 1996 رسماطلاق خود را اعلام كردند. پس از اين جدايي ،باندراس با ملاني گريفيت كه هنرپيشه است درژانويه سال 1995 آشنا شد و سرانجام در 14 مي سال 1996 در لندن با هم ازدواج كردند. «ملاني گريفيت » از همسر قبلي اش دو فرزند به نام هاي آلكساندر و داكوتا دارد. ثمره ازدواج او با آنتوني نيز يك دختر به نام «استلا» است ، كه در24 سپتامبر سال 1996 به دنيا آمد. باندراس در فيلم «ديوانه اي از آلاباما» كه كارگرداني كرد، همسرش ملاني را نيز به بازي گمارد و با بازي در فيلم «دسپرادو» ساخته رودريگز وهمچنين فيلم «روزي روزگاري » در كنار جاني دپ به اوج شهرت رسيد .

این بود اسپانیا به در خواست : فاطمه جون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 1:5 بعد از ظهر  توسط سپیده | 
پادشاهی اسپانیا کشوری است واقع در جنوب غربی قاره اروپا. اسپانیا به همراه پرتغال، جبل‌الطارق و آندورا در شبه‌جزیره ایبری واقع شده است. پایتخت این کشور، شهر مادرید است.
در جنوب غربی اروپا واقع شده و بخش وسیعی از شبه جزیره ایبری را در برگرفته است. فلات مرکزی اسپانیا، توسط رشته کوههای حاشیه ای احاطه شده و آب و هوا، بر حسب ارتفاع و فاصله از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه متغیر است. اما می توان گفت که اکثر بخش های کشور، دارای آب وهوای مدیترانه ای می باشند .

در شمال اسپانیا منطقه ای کوهستانی از کوههای پیرنه ، که اسپانیا را از فرانسه جدا می کند ، و کوههای کانتابرای تاگالیسیا در ساحل اقیانوس اطلس امتداد دارد. 
زمینهای پست اصلی شامل دره ابرو در شمال شرق، جلگه ساحلی در اطراف والنسیا در شرق، و دره رود گودالکوئیویر در جنوب است.
جزایر بالئار در دریای مدیترانه متشکل از چهار جزیره عمده : مالیورکا (مایورکا)، منورکا (مینورکا)، آیبیزا و فورمنترا و هفت جزیره بسیار کوچکتر است. جزایر قناری، در حوالی ساحل مغرب و صحرای غربی، متشکل از پنج جزیره بزرگ تنریف ، فوئرتونتورا ، گران کاناریا ، سنزاروتی و لاپالما به اضافه دو جزیره کوچکتر و شش جزیره کوچک است.شهرهای سئوته و ملیله سرزمینهای محصوری در ساحل شمالی مغرب است.
بیش از 15% نیروی کار به کشاورزی اشتغال دارد.محصولات مهم صادراتی آن عبارتند از: گندم ، جو ، ذرت ، انگور ، زیتون ، چغندر قند ، سیب زمینی مرکبات و کتان میباشد .مراتع برای دام حدود 20% زمین را در بر دارد.
ذخایر مهم معدنی این کشور شامل: زغال سنگ ،اورانیوم ،روی و سنگ آهن می باشد.
صنایع تولیدی از دهه 1960 توسعه سریعی یافت، و هم اکنون صنایع بزرگی چون وسایل نقلیه موتوری، فلزی ، کشتی سازی، شیمیایی و مهندسی و همچنین تمایل فزایندهای در زمینه ارتباط از راه دور و الکترونیک وجود دارد.
توریسم از نظر اقتصادی، برای اسپانیا اهمیت فراوانی دارد،سرمایه گذاران خارجی برای ایجاد صنعت نو تشویق شده اند، ولی میزان بیکاری همچنان بالاست. بانکداری و تجارت مهم است و صنعت توریسم از منابع عمده درآمد ارز خارجی است.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط سپیده | 
دکتر ریتالین (ایرانی اهل اصفهان)در سفر نامه اروپا یش  ونیز را این طور شرح میدهد:

ونیز... شهر روی آب. منحصر به فرد ترین شهر دنیا. احتمالا در فیلمهای زیادی ونیز را دیده اید. جدید ترینشان هم آخرین جیمز باند اکران شده امسال کازینو رویال . ولی دیدن این شهر از نزدیک چیز دیگریست.
اگر دوست دارید بیشتر راجع به زیبایی ها و عجایب ونیز بدانید با من در ادامه مطلب، آخرین قسمت سفرم را بخوانید.

در چند قسمت گذشته، شرح سفرم به اروپا را تا به آنجا خواندید که از رم به مقصد ونیز پرواز کردم.
البته ونیز اصطلاح عامی است که به تعدادی جزیره در کنار هم اطلاق می شود که هر کدام برای خود نامی دارند و معروفترینشان ونیز است.
مهمترین شاخصه این شهر، واقع بودن آن در آب است(غیب گفتم!) اما تا زمانی که وارد آن نشده بودم فکر نمی کردم حتی درهای خانه ها هم رو به آب باز شوند!
در ونیز تنها یک خیابان طویل وجود دارد که با سنگفرش و پل های متعدد آن را به محلی برای رفت و آمد به صورت پیاده آماده کرده اند باقی همه آب است و آب. کانال های متعدد، شهر را به تکه پاره های بسیار زیادی تقسیم می کنند و چه جالب است کوچه پس کوچه های تو در تو (مثل بافت قدیمی ایران) منتهی در آب!
شهر شلوغ است و تعداد زیادی توریست در آن اقامت دارند. هر چند در گذشته های دور ، ونیز نقش مهمی در فرهنگ، تجارت و سیاست دنیا بازی می کرد اما امروزه می توان آن را شهری صد در صد توریستی دانست. مهمترین صنعت دستی آن هم ماسک های معروف بالماسکه است که در اروپا بسیار طرفدار دارد و البته شیشه و بلور ونیز هم بینظیر و بسیار معروف است. اگر فیلم چشمان تمام بسته اثر بی نظیر استنلی کوبریک را دیده باشید با این ماسکها در آن فیلم آشنا شده اید. اتفاقا ماسکهای استفاده شده در آن فیلم، همه توسط یکی از برجسته ترین ماسک سازهای ونیزی طراحی و ساخته شده که هنوز در مغازه اش به ساخت و فروش آنها ادامه می دهد. متهی این ماسکها بسیار گرانقیمتند.

 

به هر حال تنها کاری که می توانم در یک نصف روز در ونیز انجام دهم راه افتادن در تنها مسیر خشکی شهر و پیاده روی است. در دو طرف این مسیر مغازه های رنگ و وارنگ و خانه های زیبا جلب نظر می کند. خانه ها هرچند بسیار قدیمی و زهوار در رفته اند با این حال زیبایی چشم نوازی دارند. شاخه های کانال بارها مسیر خیابان را قطع می کند و باید از روی پل های روی کانال عبور کرد جایی که می توانی صدها قایق به اشکال مختلف را در زیر پای خودت مشغول رفت و آمد ببینی.
اصولا در ونیز چیزی به نام ماشین وجود ندارد (تنها شهر بدون ماشین دنیا؟) و تنها وسیله های آبی می توانند به جابجایی بار و مسافر بپردازند. این قایق ها انواع مختلف دارند. از اتوبوس های آبی ( با ظرفیت تا ۱۰۰ مسافر و با قیمتهای مختلف مربوط به شرکتهای مختلف که از حدود ۵ یورو شروع می شود) تا انواع قایق های موتوری شخصی و البته قایق های مخصوصی به نام گوندولا که چیزی شبیه به قایق های چینی یا هنگ کنگی است و تنها ظرفیت دو سه نفر مسافر را دارد و و تجملی تر و گرانتر هستند.
بعد از نیم ساعت پیاده روی ناگهای وارد میدانی بسیار بزرگ می شوی: میدان سن مارکو (Piazza San Marco) . این ورود ناگهانی از یک کوچه بسیار باریک (تقریبا تمام گذرگاههای ونیز از لحاظ اندازه بیشتر از یک کوچه باریک نیستند) به میدانی بسیار بزرگ و عجیب از لحاظ معماری واقها انسان را متعجب می کند. هزاران کبوتر در میدان سن مارکو روی زمین نشسته اند و فقط کافی است از دکه کوچک کنار میدان یک مشت دانه بخری و روی زمین بپاشی... آنوقت است که صدها کبوتر به سمتت هجوم می آورند و از سر و کولت بالا می روند!

 

در کنار میدان زیبای سن مارکو، کاخ بزرگی است که در قدیم کاخ ریاست جمهوری ونیز بوده است، و این قدیم که می گویم چیزی حدود ۶۰۰ سال پیش است. در کاخ همه چیز دیده می شود: نقاشی های بسیار قدیمی و با ارزش، معماری بسیار عجیب و غریب با تالارهای اجتماع بسیار بزرگ (انگار در این تالارهای عظیم در مواقع تصمیم گیری های مهم، همه مردان شهر جمع می شده اند تا رای گیری کنند!) و چیزی که بسیار جالب است زندان بسیار بزرگ قصر است با ساهچالها و انفرادی هایی که در آن هیچ چیز نیست بغیر از یک تخت سنگی!
در محوطه بزرگ قصر گروههای زیادی از مردم را می بینی که دسته دسته دور یک راهنما جمع شده اند و به حرفهای بسیار جالب او در مورد فلسفه تک تک این اتاقها و نقاشی ها و اسطوره های مردم ونیز توضیح می دهند ولی اگر روزی شما ،به قصر رفتید اشتباه من را نکنید چون این گروهها خصوصی اند و شما اجازه گوش دادن به حرفهای آنها را ندارید! اصولا اروپایی ها آدمهای گدایی هستند (این را به جد عرض می کنم!).

در برگشت از قصر سوار یکی از آن اتوبوس های دریایی می شوم که بسیار لذت بخش است. در راه ساختمانهای زیبایی را می بینی که جالب است: مثلا اداره پلیس ونیز در آب است و ماشینهای پلیسشان هم قایق های تند روی آبی رنگ و یا مثلا کازینوی معروف ونیز در آب که سرویس رفت و برگشت مخصوص خودش را برای مشتریان دارد!
وقت اندک است و برای رفتن به میلان بلیط قطار گرفته ام تا قطار سواری را هم در ایتالیا تجربه کنم که تجربه خوبی است. قطار، راحت و تقریبا سریع است و ۳ ساعت و نیمه مرا به ایستگاه مرکزی میلان می رساند. کلا استفاده از قطار را به جای هواپیماهای ارزان قیمت برای رفتن به شهرهای مختلف ایتالیا توصیه می کنم. دردسرهای فرودگاه را ندارد و همیشه هم شما را در مرکز شهر پیاده می کند: جایی که به همه جا نزدیک است.


اینجا پایان سفر ۶ روزه من به اروپاست. شاید یک سفر ۶ روزه برای دیدار از ۲ کشور اروپایی بسیار ناچیز به نظر برسد اما من اعتقاد دارم در این ۶ روز توانسته ام روح این دو کشور اروپایی را درک کنم. البته اگر واقعا توانسته ام اینقدر خوب در این مدت کم در آلمان و ایتالیا بگردم یک علتش شاید تنها بودنم در این کشورها بود. اگر دو یا چند نفر باشید بعید است بتوانید به این خوبی این همه شهر را ۶ روزه ببینید.

پی نوشت : من که از خواندن سفر نامه ایشان خیلی  خوشم آمد  و به همه  توصیه میکنم تمام هفت قسمت سفر را  حتما  بخوانید و لذت ببرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط سپیده | 
این هم ونیز به تقاضای عاطفه جون:

وِنیز شهری است در کشور ایتالیا. ونیز به شهر کانال‌ها مشهور است و با جمعیتی بالغ بر ۲۷۱،۶۶۳ نفر مرکز ناحیه وِنِتو است.

شهر ونیز در شمال ایتالیا و در میان دریای آدریاتیک قرار گرفته است. ونیز بصورت جزیره‌های کوچکی است و خشکی‌ها به وسیله کانال‌ها از هم جدا شده‌اند و تردد در شهر به وسیله قایق صورت می‌گیرد.
ونیز واقعاً همان‌قدر تخیلی‌ست که در کتاب‌ها تصورش می‌کنند. شهری‌ست روی آب. ماشین در شهر رفت‌وآمد ندارد. کوچه‌ها و راه‌های کوتاه را با قایق‌های پارویی باریک و درازی می‌روند و حمل‌ونقل‌های طولانی‌تر با قایق‌های موتوری بزرگ یا کشتی انجام می‌شود.

همه‌ی شهر دیدنی‌ست. حتی کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و تاریکش. قیمت‌ها سرسام‌آورند. به‌عنوان نمونه قایق‌های پارویی که مثلاً تاکسی‌اند برای یک ساعت گشت‌زدن در شهر حدود صد و پنجاه هزار تومان می‌گیرند. البته کشتی‌های بزرگ‌تر هم هستند که نقش اتوبوس را دارند و ارزان‌ترند.

و اما به‌نظرم اصل ونیز شب‌هایش است. آن‌قدر دیدنی‌ست که بهتر است در این شهر روزها را به‌جای شب‌ها خوابید.
شهری که بند بندش با دریا پیوند خورده. ساختمان های پیری که همچنان زیبا و جذابند. اگر رفتید ونیز یادتان باشد چند قدم آن طرف تر از میدان سن مارکو و کاخ دوکاله و پل ریالتو را هم بگردید. همین طور بی هدف. نقشه را بی خیال شوید و بدون مقصد، بچرخید در محله های کهنسالی که به اندازه ی داستان های مارکوپولو - و بیشتر - قدمت دارند. در همین گردش هاست که ونیز واقعی و ونیزی های حقیقی را می شود دید. همان وقت است که بعد از رد کردن یک زیرگذر رنگارنگ ناگهان خانه ی مارکوپولو را روبرویتان می بینید که حالا منزل شخصی کسی ست و فقط تابلوی روی دیوار به شما می گوید که مارکوی جهانگرد روزی اینجا زندگی می کرده. یادتان نرود گوندولا سواری کنید و از کنار کاخ های زیبای ونیزی بگذرید. کوچه پس کوچه های ونیز جادویی اند. در هر گوشه اش، هنرمندی در کارگاه - مغازه اش نشسته. یا روی ماسکی را نقاشی می کند و یا سرگرم ساخت جواهرات و اشیاء زینتی شیشه ای معروف ونیز است. از پنجره های باز و درهای نیمه باز سرکی بکشید به داخل خانه های ونیزی و ببینید چقدر مدرن و امروزی اند ولی پوسته ی تاریخی شان را همان طور دست نخورده حفظ کرده اند. همه ایتالیایی حرف می زنند.
اگر رفتید ونیز یادتان باشد زیبایی اش را در جاهای دورافتاده جستجو کنید.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 خرداد1386ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط سپیده | 
زنان حرکتهای خوبی را برای حمایت از یکدیگر در دنیا انجام می دهند. این حمایتها می تواند سبب التيام دردهاي روحی آنان و بیداری دولتها شود. امروز برایتان مطلبی درباره زنان آرژانتین تهیه کردیم:
  در زمان حکومت نظامیان در آرژانتین - که به «جنگ کثیف»، مشهور است - در فاصله سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ میلادی بین ۹ تا 30 هزار نفر کشته و یا ناپدید شدند. در آن زمان, حکومت به بازداشتهای گسترده غیرقانونی، شکنجه و اعدام مخالفان پرداخت که اجساد بسیاری از این افراد هرگز پیدا نشد.
نخستین اعتراض مادران آرژانتینی در 30 آوریل ۱۹۷۷ میلادی و در دولت نظامی «خورخه رافائل ویدلا» برگزار شد. حدود 20 مادر آرژانتینی در برابر میدان «پلازا دی مایو» در مرکز «بوئنوس آیرس» جمع شدند و خواهان دیدار با رئیس جمهور وقت شدند که البته این امکان برایشان فراهم نشد. خورخه رافائل ویدلا از ملاقات با این افراد سر باز زد. 3 نفر از معترضان اولیه در همان زمان ناپدید شدند و باور عمومی بر این است که آنها کشته شده اند.
امروزه این گروه که مؤسسه «مادران پلازا دی مایو»     (نام اسپانیاییAsociación Madres de Plaza de Mayo) نام دارد, به مدت سه دهه در میدان مرکزی «بوئنوس آیرس»اعتراض كرده‎اند.
این مادران که همواره روسری سفید به سر دارند، در زمان اعتراض، مشعل و عکسهای فرزندان گم شده خود را همراه داشتند. آنان خواهان یافتن حقیقت درباره دختران و پسرانشان بوده‎اند.
پس از پایان حکومت نظامیان در آرژانتین، نخستین دولت غیرنظامی این کشور، قوانینی را تصویب كرد که بر اساس آن, افرادی که در کشتار و ناپدید شدن شهروندان این کشور دست داشتند, از تعقیب قضایی در امان ماندند. 
آنان هنوز هم هر هفته جمع می شوند و خواهان آن هستند که توضیح کاملی درباره افراد کشته و ناپدید شده داده شود.
تلاش این مادران و حمایتهای رسانه ها سبب شد تا دولت «نستور کرشنر»، رئیس جمهوری فعلی آرژانتین در صدد آن باشد تا مصونیت رهبران نظامی آن سالها را لغو و آنان را به پای میز محاکمه بکشاند. به تازگی, بسیاری از پرونده ها بازگشایی شدند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط سپیده | 

خرداد پارسال بود و من مشغول امتحانات پایان ترم بودم.یک شب که داشتم برای امتحان روز بعد خودم رو آماده می کردم  دل شوره عجیبی پیدا کردم  و  نمی دونم چرا به عرفان تلفن زدم گویا حالش خوب نبود و از پیش دکتر می آمد....

چند روز بعد  ازم پرسید وبلاگشو خوندم یا نه؟! منم گفتم نه.....چند روز گذشت دوباره ازم خواست به وبش  سر بزنم ...من هم همین کارو کردم و غافلگیر شدم چون اینو دیدم.نمی دونم چه حسی داشت که این تصمیم رو گرفته بود....شاید برای تلفن اون شب... 

 فردا ۶ خرداد است و من یک سال شده که این وبلاگ رو هدیه گرفتم و این بهانه ای شد تا دوباره از دوست خوبم تشکر کنم.

اما نمی دونم تا چه اندازه مطالب این وبلاگ براتون جالب بوده پس منو با نظراتتون راهنمایی کنید .مرسی

پی نوشت: ادامه آرژانتین هم از پست بعد ان شا الله ...

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط سپیده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
عاشق سفر به دور دنیا هستم و دعا میکنم روزی به این سفر بروم. قصدم از نوشتن بررسی اوضاع دیگر کشورها و آشنایی با جمعیت و آداب و رسوم , باورها و مکان های دیدنی آنجاست...
طبق رسم وبلاگم در آخرین پست مربوط به هر کشور منابع مطالب را ذکر خواهم کرد.
اگر سوال ویا پیشنهادی دارید خوشحال میشوم کمکی کنم.

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
آرشیو موضوعی
امارات متحده عربی
ترکیه
یونان
مصر
آلمان
ژاپن
مثلث برمودا
عجایب هفتگانه
عربستان سعودی
شیلی
آرژانتین
ونیز
اسپانیا
مسکو
لبنان
آمریکا
چگونه وبگرد شدم
متفرقه
جزایر قناری
فرانسه
ایتالیا
استرالیا
چین
هند
تایوان
مکزیک
هلند
رومانی
کنیا
ونزوئلا
مالزی
اکراین
لهستان
پیوندها
روز نگار آقای الف
روز نگار خانم شین
زهرا
ویولت(من و ام اس)
ستاره(ستاره ی صبح)
علی(تنهای تنها)
امیر(وبلاگ شخصی)
محمد علی ابطحی(وب نوشت)
اصلان(کافه جویبار)
نوشین(امواج زندگی)
عرفان (پنجره)
علی (سفر یعنی زندگی)
جعفر ادریسی( بادوچرخه دور دنیا)
جعفر ادریسی(سایت انگلیسی)
عاطفه(تماشاگه راز)
فاتح(بازگشت به درون)
تقویم صبورا(جوینده گوینده است)
مریم(خرس قهوه ای)
شکیبا(نیمه پنهان من)
علی(به دنبال چراغی)
مونا(سفر نوشته یک مهماندار)
محمد(ایلام سرزمین ناشناخته)
یک زن(من ،فقط یک زن)
عرفان (دنياي عرفان کوچولو)
مدیکو(یه گونی کود حیوانی)
نفیسه وسینا(ایتالیا.ایتالیایی...)
مانا(پرسه در دیار خدایان)
فرانسوا (ادبی&فرهنگی&هنری)
پرویز(ایران سرزمین من)
دوچرخه(دوچرخه سواری ابهر)
دانش آموز(دایره المعارف علمی)
مجید نصر آبادی(یونان)
سایت جامع گردشگری
فاطمه(همه چیز از همه جا)
محمد(عاشق سفر)
نازلی (نیلوفر مرداب)
سیاوش(دانشگاه پیام نور بومهن)
علی(ماداکتو)
مجید(سفر در طبیعت ایران)
رضا(بارانکده)
هدیه(سلام به روز!)
حکیمه(تزکیه)
راوی زندگی(آنچه آموختم ...)
ابراهیم(عکاسخانه)
آیین و آیینه(لحظه های ناب)
نسیم(صدای پای نسیم)
پور حسن(سرزمین باران)
مریم(Maryam, Me & Myself )
امیر(تازه کار)
فاطمه( vanvis)
محبت(سپید اندیشان)
مریم (دیدار)
روزبه(پرواز بسوی آرامش ابدی)
محمد(انجمن تپه نوردان...)
فرهاد(نگاه ها و چشم ها)
محمد(IraN t.A.T.u)
زهره سادات(پردیس موعود)
مریم(دفتر خاطرات من)
امیر رضا(کاغذ کاربن)
سین بانو (کاملا شخصی)
سلماز(یادداشت های روزانه من)
مسعود(عکسهائی از ایران، جهان)
امیر(خبرهای جالب،عکس های داغ)
روشی(روزانه های روشی)
حسین(ملمداس جنوب)
حسن(عصر جدید)
پرسا نیوز
محمد انصاری پور
ارسال مطالب جهانگردی به شما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

New Hampshire Refinance
New Hampshire Refinance Counter